جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان

بایگانی

خاطره ۵۲: هنوز برایم تازگی داشت...

دوشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۲ ق.ظ

 رفتم پشت رل.

کنارم نشست و گفت: «راه بیفت.»

جاده را رها کرده بودم و زل زده بودم به او.

هنوز برایم تازگی داشت. متوجه نگاه های من نبود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">